از اونجایی که شخصا هر سه ماه یک بار به آرایشگاه میرم و چند هفته یک بار موهای صورتم را اصلاح می کنم؛ همیشه یکی از فاکتورهای علاقه مند کردن طرفم را از دست می دم! با این وجود همیشه سر انتخاب آرایشگرم خیلی حساس هستم و دوست نداشته و ندارم هر کسی موهای سرم را اصلاح کنه و از طرفی هم می دونم که اینا می تونه هیچ ربطی به خاطره امروزم نداشته باشه!

ساعت یک ظهر بود که به آرایشگاه رسیدم. خوشحال از اینکه وقت قبلی گرفتم در سالن را باز کردم و به عاقای خ سلام کردم. با دیدن صندلی های خالی انتظار و شخصی که تقریبا اصلاحش تموم شده بود به وجد اومدم. هنوز عروسی که توی دلم گرفته بودم، تموم نشده بود و عرق رسیدنم خشک نشده بود که ازم خواست روی صندلی اصلاح کناری بشینم...
با آرامش خاطر در حالی که داشتم توی آینه سالن هیکلم را برانداز می کردم روی صندلی نشستم. در این لحظه بود که شاگرد آرایشگاه دکمه بالای پیراهنم را باز کردم و یقه ام را به داخل تا کرد. سپس چسب نواری مخصوصی را دور گردنم بست و در آخر پیش بند تمیزی را روی شونه های انداخت و بندهای اون را از پشت سر بهم گره زد.

وقتی شاگرد دست به قیچی شد به خیال اینکه تنها در حد آماده سازی برای اصلاح دست به کار شده، سکوت کردم و لام تا کام حرفی نزدم. از طرفی هم نیمچه سرمایی خورده بودم و حوصله بحث کردن نداشتم! با این حال یک چشمم را به اصلاح شدنم دوختم تا مبادا از خط قرمزی که برای موهایم در نظر گرفته بودم تجاوزی صورت نگیره!

چشم دیگه ام هم توی فضای آرایشگاه آزادانه حرکت می کرد و همه اتفاقات ریز و درشتی که در حال رخ دادن بود را زیر نظر گرفته بود. یکم که از اصلاحم گذشت متوجه شدم حجم موهام داره کمتر و کمتر میشه! از طرفی هم شاگرد عاقای خ به خیس کردن موهام علاقه خاصی پیدا کرده بود و هر چند دقیقه یک بار حسابی از خجالتش در می اومد.

توی همین حال و هوا بودم که صدای هشدار ضعیف شدن باتری گوشیم با صدای رسا و دوبار پشت سر هم به صدا در اومد. اما مغز من نمی تونست این موضوع را بپذیره به این دلیل که هشدار ضعیف بودن باتری تنها یک بار پخش می شد و از طرفی هم به این رسایی نبود. البته چند لحظه بعد صداهای دیگه هم به محیط اضافه شد.

اینجا بود که متوجه حضور کاسکو شدم. در واقع کاسکو یا طوطی خاکستری آفریقایی از هوش سرشاری برخورداره و قدرت زیادی توی تقلید صدا داره به طوری که می تونه صدها واژه را به خاطر بسپاره و برای صاحبش تکرار کنه! وقتی در این مورد با عاقای خ هم صحبت شدم درباره صداهای دیگه هم که تقلید می کنه خاطراتی را برایم تعریف کرد.

با تمام شدن اصلاح کناری عاقای خ به سراغم اومد و شکر خدا در عرض چند دقیقه اصلاحم موهایم را به بهترین نحو ممکن تموم کرد. خوشحال از اینکه همه چیز به خوبی تموم شده به سراغ کاسکو رفتم. در آخر هم خودم را مرتب کردم و به خونه رفتم. البته شاید هیچ وقت گازی که این طوطی خاکستری آفریقایی از انگشتم گرفت را فراموش نکنم!