همون رویه ای را که برای همه آزمون هایی که تا الان داده بودم؛ این بار هم در پیش گرفتم. سر وقت، بدون استرس و با اعتماد به نفس شروع کردم. رسیدن به آزمون فنی و حرفه ای که ساعت 8 برگزار شده بود و اطمینان از قبولی اون، انگیزه ام را برای این آزمون بیشتر کرده بود. اول سراغ سوال هایی رفتم که راحت تر بودند یا اینکه از جوابشون مطمئن بودم. سوالاتی را هم که شک داشتم را کامل می خوندم تا ترس جواب دادن بهشون بریزه و بعد با دایره مشخص می کردم تا دوباره بهشون رجوع کنم.



خداروشکر همه چیز به خوبی پیش رفت. چند وقت بعد گواهی فنی و حرفه ام را با نمره بالا گرفتم. همزمان اون توی آزمون مترو با رتبه 6 قبول شدم و توی فروردین ماه بود که برای مراجعه به شرکت و انجام مصاحبه باهام تماس گرفتند. مصاحبه عمومی و تخصصی طی دو مرحله انجام شد. یک ماه بعد هم نتایج را اعلام کردند و 6 نفر را برای جلسه توجیحی به مترو دعوت کردند.
توی این یک ماه خیلی اتفاق ها افتاده بود. موانع زیادی سر راهم بود که باید یه راه حلی براش پیدا می کردم تا به مشکلی برنخورم و متضرر نشم. اولین مشکل ادامه تحصیلم بود چون تا یکی دو هفته دیگه باید توی امتحانات پایان ترم شرکت می کردم و با احتساب واحدهای باقیمونده باید یه ترم دیگه مهمون دانشگاه می شدم. دومین مشکل کارم بود و نمی خواستم دوباره همکارم را تنها بذارم اما دلمم نمی خواست این فرصت کاری مهم را از دست بدم. فاصله زیاد خونه تا محل مترو هم باعث شده بود تا تامل بیشتری روی این تصمیم سرنوشت ساز داشته باشم.

جلسه با حضور مدیران مترو برگزار شد و بعد از اون قرار شد تا پایان وقت اداری براشون عکس ببریم تا نامه های طب کار، عدم اعتیاد و سوء پیشنیه را برامون بزنند. قبل از برگزاری جلسه هم شماره تماس هم دیگه را گرفتیم تا حین استخدام از وضعیت همدیگه مطلع باشیم. تو راه برگشت به خونه ذهنم حسابی درگیر این قضیه بود و نمی تونستم حتی برای یه لحظه بهش فکر نکنم...