علی بهمن پور چهارشنبه 27 شهریور 1392 11:00 ب.ظ نظرات ()
سلام به خاطر تأخیر چند روزم معذرت می خوام خب حالا بریم سراغ خاطره تلویزیون سیاه و سفید... خب راستش قبلا چیزی به اسم دستگاه های دیجیتال و تصاویر با کیفیت و خیلی اصطلاحات امروزی وجود نداشت و ما در فقر تکنولوژی به سر می بردیم و از طرفی هم از آینده نزدیک خود خبر نداشتیم که ممکن است روزی بیاید که طرف در خانه بشیند و با یک وسیله به اسم کامپیوتر خیلی از کارهای زمان ما را که هنوز اختراع نشده بود را انجام بدهد. به همین خاطر هیچ وقت این فقر تکنولوژی را در زمان خود احساس نکردیم بلکه بر خود می می بالیدیم که ما انسان ها چه موجودات باهوشی هستیم بالاخره این هوش زیادی یک روز باعث شد که دست گل به آب بدهم. وقتی هنوز به مدرسه نمی رفتم خونه نیمه ساخته ای داشتیم و من همیشه توی زیر زمین خونمون کشف های عجیب و قریب انجام می دادم یکی از این کشف ها تلویزیون سیاه و سفید بزرگی بود که توی قاب چوبی قرار داشت و برای اون پایه های چوبی تعبیه شده بود و دیگه نیازی به میز تلویزیون نداشت. البته من هیچ گاه این را به عنوان یه چیز کشف شده تلقی نکردم چون مطمئن بودم یکی قبل از من این را ساخته و الان که خراب شده و در اون باز شده به حال خود رها کرده است دیدن لامپ تصویر غول پیکر تلویزیون و برد بزرگش! در اون لحظه باعث شد به یاد کارهای برادر بزرگترم بیفتم. خوب اون موقع برادرم به شدت به کارهای الکتریکی علاقه داشت. یکی از اون کارها خرید کیت های پیش آماده و لحیم کردن اونها بود. مثلا کیت چشمک زن یا کیت آژیر پلیس! گاهی برادرم از روی ضبظ های قدیمی خراب قطعات الکتریکی بر می داشت و با اونها شاهکار خودش را کامل می کرد... خب همه این ها دست به دست هم داد که ما هم در این میان خودی نشان دهیم و سری توی سرها در بیاوریم...